هاشم معروف الحسني ( مترجم : محمد مقدس )
62
سيرة الأئمة الاثني عشر ( ع ) ( زندگانى دوازده امام ع ) ( فارسي )
و عموزادگان و دوستدارانم ، عازم مكه هستم و به خدا سوگند كه اگر در دنيا پناه و مأوايى هم نباشد براى چه بايد با يزيد بن معاويه بيعت كنم آنگاه با وى وداع كرد و هر آنچه را كه لازم مىدانست ، سفارشش كرد . بيشتر رواياتى كه در رابطه با برخورد امام حسين نسبت به بيعت با يزيد آمدهاند تصريح دارند كه : وقتى امام حسين در راه به مكه بود با عبد اللّه بن مطيع برخورد كرد . عبد اللّه بن مطيع به حضرت گفت : فدايت شوم قصد كجا دارى ؟ فرمود : فعلا به مكه مىروم . ولى بعد از خدا مىخواهم كه را هم را برگزيند . عبد اللّه گفت : خداوند راهت را مشخص كرده خداوند ما را فداى شما گرداند وقتى به مكه رسيدى مبادا كه از آنجا به كوفه روى كه اين شهر ، شهر نكبت بارى است كه در آن پدرت به قتل رسيد و برادرت به زانو درآمد و مورد ترور قرار گرفت و نزديك بود در آن حادثه ، جان سپارد در مكه بمان كه سرور اعرابى و اهل حجاز هيچ كس را بر تو ترجيح نخواهند داد و مردم از هر سوى ، به تو روى خواهند آورد عمويم و دايىام به فدايت اى ابا عبد اللّه مبادا كه كعبه را ترك گويى به خدا سوگند كه اگر هلاك شوى پس از تو ما را به بردگى خواهند كشاند .